اشک رازی است.
لبخند رازی است.
عشق رازی است.
اشک ان شب لبخند عشقم بود.
قصه نیستم که بگویی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنانچه ببینی یاچیزی چنانچه بخوانی من درد
مشترکم مرا فریاد کن.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 8:45  توسط سمیه
|
